تبلیغات
عشـــــــــــــــق و تــــــــنــــهایــــــی
در چه روزی نوشته : سه شنبه 26 دی 1391 | 10:41 ب.ظ | چه گلی نوشته؟ : محمدحسین
سهم تو یه عشق تازه.....
               سهم من طناب داره








در چه روزی نوشته : دوشنبه 7 اردیبهشت 1394 | 08:54 ب.ظ | چه گلی نوشته؟ : محمدحسین


در چه روزی نوشته : پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 | 07:23 ب.ظ | چه گلی نوشته؟ : محمدحسین
من ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺳﺘـــﻢ ﺑﮕـﻮﯾـــــــﻢ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ..

اما..

ﺍﻣـــــﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﭼﺸـــــــم هــــا،

ﺍﯾﻦ ﭼﺸـــــــم هــای ﺩﻫــﻦ ﻟـــﻖ...!




در چه روزی نوشته : پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 | 07:21 ب.ظ | چه گلی نوشته؟ : محمدحسین

از حقیقت های تلخ خسته ام …

یک دروغ شیرین بگو

بگو دوستت دارم




در چه روزی نوشته : پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 | 07:20 ب.ظ | چه گلی نوشته؟ : محمدحسین

هــنوز هم چشمــانم نگــاهت را

نگــاهم لبــانت را

و لبانم لــبانت را نشــانه مــیرود

در طــلب یــک بوسه

هنوز هم زیباست انتــظار آغوشت را کشیدن

حتی زیــباتر از گذشــته



در چه روزی نوشته : پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 | 07:18 ب.ظ | چه گلی نوشته؟ : محمدحسین

من یه پسرم!

اگه برات غیرتی نشم

اگه روت حساس نباشم

اگه ته ریش نداشته باشم

اگه باهات مهربون نباشم

اگه بهت اخمای کوچولو نکنم

اگه وقتی شالت رفت عقب نگم اونو بکش جلو

اگه دستتو محکم نگیرم

اگه نگم هرکاری کردی راست بگو تا ببخشمت

اگه سر به سرت نذارم...

اگه قربون صدقت نرم

اگه نگرانت نشم

اگه بهت نگم عروسک من

مردت نیستم...!!!




در چه روزی نوشته : پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 | 07:16 ب.ظ | چه گلی نوشته؟ : محمدحسین
به سلامتی دوست خوبی که

مثل خط سفید وسط جاده است,

تکه تکه میشه

ولی بازم پا به پات میاد...



در چه روزی نوشته : پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 | 07:15 ب.ظ | چه گلی نوشته؟ : محمدحسین
هر کسی می تواند با شما لبخند بزند

هر کسی می تواند با تو گریه کند

اما کسی که تو را دوست دارد

وقتی اشک در چشمان شماست ، میتواند آنرا تبدیل به لبخند کند . . .


pic_1410352082_1001



در چه روزی نوشته : پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 | 07:12 ب.ظ | چه گلی نوشته؟ : محمدحسین

میخواهم برایت تنهایی را معنی کنم!

در ساحل کنار دریا ایستاده ای

هوای سرد‌‌…

صدای موج…

انتظار انتظار انتظار…

به خودت می آیی

یادت می اید دیگر نه کسی است که از پشت بغلت کند

نه دستی که شانه هایت را بگیرد

نه صدایی که قشنگ تر از صدای دریا باشد

اسم این تنهایی است…


yazyiki-lyubvi



در چه روزی نوشته : سه شنبه 1 اردیبهشت 1394 | 08:57 ب.ظ | چه گلی نوشته؟ : محمدحسین
برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید

نه در آغوشت گرفته ام ،نه تو رابوسیده ام ..........
نه حتی موهایت را نوازش کرده ام...
اما .........
.ببین چگونه برایت عاشقانه مینویسم



در چه روزی نوشته : سه شنبه 1 اردیبهشت 1394 | 08:54 ب.ظ | چه گلی نوشته؟ : محمدحسین
Junon eshgh_bo3e com

ببین که رو به روی تو همیشه بی اراده ام . . .

  منی که از نگاه تو فقط یه مرد ساده ام

نمیدونم چرا ازت نمیشه ساده دل برید . . .

یه حس ساده تو دلم چطور به این جنون رسید!!!!

وجود تو بهونه ی نفس کشیدن منه . . .

هنوز همین نگاه سرد برام دلیل بودنه


در چه روزی نوشته : شنبه 27 دی 1393 | 05:40 ب.ظ | چه گلی نوشته؟ : محمدحسین

“عزیز بودن” جرم نیست

امتیازیست که “تو” در قلب من داری و “خیلی ها” ندارند




در چه روزی نوشته : جمعه 12 دی 1393 | 07:55 ب.ظ | چه گلی نوشته؟ : محمدحسین

از تنهاییم ژاکتی بافتم که به گرمی هیچ آغوشی نیست..

ولی بی منت گرم است



در چه روزی نوشته : جمعه 12 دی 1393 | 07:54 ب.ظ | چه گلی نوشته؟ : محمدحسین

تنها مسافری که دلم بازگشتش را نمیخواهد

قاصدک ایست که آرزوی آمدن تو را در آن دمیدم …

“تو” برگرد…

قاصدک را چشمی در راه نیست…

تو را من چشم در راهم…



در چه روزی نوشته : دوشنبه 24 آذر 1393 | 07:25 ب.ظ | چه گلی نوشته؟ : محمدحسین
آهنگ هـــــــــــــــوای پایـــــــیـــــز

آهنگساز،ترانه وتنظیم :میثــــــم شـــــاهــــــپوری

http://www.uploadco.ir/uploads/ib55c5xwp8d129hc61tb.mp3
برچسب ها: هوای پاییز، آهنگ جدید، آهنگ غمگین، آهنگ عاشقانه، میثم شاهپوری، آهنگ جدید میثم شاهپوری، آهنگ میثم شاهپوری به نام هوای پاییز،

در چه روزی نوشته : جمعه 14 آذر 1393 | 08:22 ق.ظ | چه گلی نوشته؟ : محمدحسین

تا گرمی آغوش تو  بود

ایمان  نداشتم ، به آغاز فصل سرد . . .




در چه روزی نوشته : جمعه 14 آذر 1393 | 08:20 ق.ظ | چه گلی نوشته؟ : محمدحسین

روزهایم را خیابان های شهر می گیرند

شب هایم را ، خواب های تو

“بیولوژی” هم نخوانده باشی ، می فهمی چه مرگم شده است !




در چه روزی نوشته : شنبه 8 آذر 1393 | 09:21 ب.ظ | چه گلی نوشته؟ : محمدحسین

نفس مصنوعی یعنی :

تو نباشی و من به عکست خیره شوم . . .




در چه روزی نوشته : پنجشنبه 6 آذر 1393 | 05:51 ب.ظ | چه گلی نوشته؟ : محمدحسین

به جان چشمانت قسم این بار چنان رفتنی ام

که کاسه های آب را هم قسم دهی ، نه آن روزها بر میگردد و نه من .




در چه روزی نوشته : پنجشنبه 6 آذر 1393 | 05:49 ب.ظ | چه گلی نوشته؟ : محمدحسین

تو سرما بخوری

من هم می خورم !

برای دو نفر که همدیگر را دوست دارند

این یک اتفاقِ منطقی ست

نه به ویروس ها ربط دارد

نه هیچ چیزِ دیگر




در چه روزی نوشته : پنجشنبه 6 آذر 1393 | 05:40 ب.ظ | چه گلی نوشته؟ : محمدحسین

آغوشت میتواند قشنگترین سرخط خبرها باشد

وقتی تو میتوانی قشنگ ترین تیتر زندگی من باشی



در چه روزی نوشته : پنجشنبه 15 آبان 1393 | 08:15 ق.ظ | چه گلی نوشته؟ : محمدحسین

بعد از گذشت ِاین همه سال عاشقم هنوز

هر چند اگر نمانده مجال عاشقم هنوز

در آرزوی بوسه ای از آن لبم، ببین!

با این همه امید محال عاشقم هنوز . . .




در چه روزی نوشته : پنجشنبه 15 آبان 1393 | 08:12 ق.ظ | چه گلی نوشته؟ : محمدحسین

گفته بودم بی تو سخت میگذرد بی انصاف !

حرفم را پس میگیرم

بی تو انگار اصلا نمیگذرد



در چه روزی نوشته : پنجشنبه 15 آبان 1393 | 08:11 ق.ظ | چه گلی نوشته؟ : محمدحسین

خداوند نمیخواهد ما به هم برسیم

می دانی دلیلش چیست ؟

می داند که اگر کنارم باشی

دیگر هیچ وقت ، هیچ چیز

از او نخواهم خواست




در چه روزی نوشته : پنجشنبه 15 آبان 1393 | 08:09 ق.ظ | چه گلی نوشته؟ : محمدحسین

گاهی آنقدر دلم هوایت را میکند

شک میکنم به اینکه ، این دل مال من است یا تو



در چه روزی نوشته : پنجشنبه 15 آبان 1393 | 08:07 ق.ظ | چه گلی نوشته؟ : محمدحسین

راه که میروی ، عقب می مانم

نه برای اینکه نخواهم با تو همقدم باشم

میخواهم پا جای پایت بگذارم و مواظبت باشم

میخواهم ردپایت را هیچ خیابانی در آغوش نکشد . . .

تو فقط برای منی !




در چه روزی نوشته : پنجشنبه 15 آبان 1393 | 08:06 ق.ظ | چه گلی نوشته؟ : محمدحسین

مزرعه که درو شد کلاغ هم رفت

بیچاره مترسک احساسش را به کسی سپرده بود

که برای نیازش “تنهاییش” را پر کرده بود .




در چه روزی نوشته : پنجشنبه 15 آبان 1393 | 08:05 ق.ظ | چه گلی نوشته؟ : محمدحسین

خوش به حال ماهی ها

تکلیفشان معلوم است

هوایی که می شوند ، می میرند




در چه روزی نوشته : پنجشنبه 15 آبان 1393 | 08:02 ق.ظ | چه گلی نوشته؟ : محمدحسین

چه حکایت عجیبی است هوای پاییز

تنها را تنها تر می کند و عاشق را عاشق تر

. . .



در چه روزی نوشته : پنجشنبه 15 آبان 1393 | 07:59 ق.ظ | چه گلی نوشته؟ : محمدحسین


در روزگارهای قدیم جزیره ای دور افتاده بود که همه احساسات در آن زندگی می کردند
شادی، غم، دانش عشق و باقی احساسات.
روزی به همه آنها اعلام شد که جزیره در حال غرق شدن است....

بنابراین هر یک شروع به تعمیر قایقهایشان کردند.
اما  عشق تصمیم گرفت که تا لحظه آخر در جزیره بماند
ادامه مطلب......




ادامه مطلب
در چه روزی نوشته : چهارشنبه 7 آبان 1393 | 10:23 ب.ظ | چه گلی نوشته؟ : محمدحسین

بــــرای چشــــمهـــایـــم نمـــاز بـــــــــاران بـــخوان…!

بـــغض کــرده...

ابریــســـــت ...

امـــــا نمی بــارد....!




تعداد کل صفحات : 11 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...